اغتشاش
به چشم تو گرفتار جنونم
که دارم عقده هامو می سوزونم
بیا واکن قل و زنجیرو از پام
نترس از اینکه دردت رو بدونم
خودم این اغتشاشو دوس دارم
عجب درگیره من با من تو ذهنم
چطورعاقل بمونم تو هجوم
یه لشکر واژه رو ذهنِ برهنه م
دیوونه بازیامو دوس داری
اینو از خنده ی محو تو خوندم
نزن ، چوب نگاهت درد داره
خودت گفتی بمون اینجا که موندم
خودت گفتی بمون ، اما نگفتی
ادای عاقلا رو در بیارم
ترانه تابلوی دیوونگیمه
ببین، چش غره هاتو دوس دارم
نگو ول کن صدا و واژه هاتو
نمیگم از جنونم شرمسارم
نگو که بی ترانه زندگی کن
چرا دیوونه بازی درنیارم
چطوری بی ترانه زنده باشم
مگه میشه ؟ ترانه زندگیمه
یه عمری واژه هامو می تنیدم
ترانه پیله ی پروانگیمه.
بی بی ترانه ( وبلاگ رسمی راضیه آغاجری ) باز با یه کار متفاوت به روزه
هرکی دلش واسه یه ترانه ی خوب لک زده بهش سر بزنه .
دیگه بسه ...
من و این واژه های زخم خورده
چه دنیای عجیبی با تو داریم
که امشب عزممونو جزم کردیم
تو رو با سایه ها تنها نذاریم
تو این تبگردیِ آغوش و گریه
پناه هق هق تلخ تو می شم
شقایق آخرین عاشق نبوده
ببین ، چشماتو وا کن ، آخریشم
نگاتو برنگردون تا ببینی
نمی تونی دلت رو پس بگیری
درسته شرم تو زیباس ، اما...
دیگه بسه زیادی سربزیری
پر ِ ظلمت شده این خونه انگار
سرت پایینه و تاریکه دنیام
بلن شو پرده ها رو وا کن آروم
من از تو آخر ِ این شعرو می خوام
دلت قرص و خیالت تخت و راحت
کسی از حس ِ ما بویی نبرده
بجز این قاب عکس ِ کهنه ای که
تموم آرزوهامو شمرده .
گلدون محبوبه
سپرده بودم به چراغ کوچه
آگه یه وقتی به جنون رسیدم
یهت بگه غصه امونش نداد
بهت بگه نیومدی،بریدم
گفتم بپاشه نورشو به راهت
یه وقت یه چاله راهتو نبنده
یه وقت یه نانجیبی از تو سایه
به وحشت نگاه تو نخنده
سپرده بودم به خدای بارون
بباره اون لحظه که تو رسیدی
هیچکی نبینه خیسیه چشاتو
هیچکی نفهمه که توهم بریدی
اگه یه شب اومدی و نبودم
توهم برو هوای خونه خوش نیست
بدون هر دومون یه گور سرده
تو اون فضا خنده ی گریه کش نیست
راستی اگه رسیدی یادت نره
گلدون محبوبه مو آبش بده
شبی که میری دستشو بگیرو
به یاد من تو کوچه تابش بده
وقتی زندگی اولین کاری که می کنه اینه که صدتاعلامت سوال به درودیوارمغزت آویزون کنه
وقتی یه لحظه با تمام وجودت می خوای یه عروسک باشی تا یکی محکم بغلت کنه تا هق
هقت بی پناه نمونه ولی یهو به خودت میای و می گی ، آخه دیوونه عروسک که گریه نمی
کنه ، بعدش تو می مونی و دنیایی که می خوای اون جوری که دوست داری کشفش کنی ،
تو می مونی و آرزوی اینکه یه روزی ، یه جایی صاف تو چشای خدا زل بزنی و تمام بغض
فروخورده ی این همه سال رو بریزی توی یه فریاد که چرا... ؟
اما بازم تهش فقط تو می مونی و بغض شکسته ت و اینکه حتی نتونستی... ...
یادمه دو سال پیش دم دمای روز مادر شاهد صحنه ای بودم که دیدنش بانی تولد کودکانه ای شد که حالا با تمام دل تقدیمش می کنم به دوست عزیز و همراه همیشگی ترانه هام بانوی ترانه راضیه آقاجری .

آدرس خونه ی خدا
مامان دوباره باز میای برام لالایی بخونی؟
وقتی که سرما می خورم کنار تختم بمونی
اگه بهت قول بدم و شیطونیامو کم کنم
اجازه میدی پیرهن قرمزمو تنم کنم؟
مامان ببین کفشای من دوباره تا به تا شده
ببین سر عروسکم ار بدنش جدا شده
کاشکی می شد بازم بیای باهام اتل متل کنی
هی الکی گریه کنم، تو هم منو بغل کنی
بابا بهم میگه گلم مامانی یک فرشته بود
حتی یه شب اینو برام تو دفترم نوشته بود
بابا می گه فرشته مون رفته سفر یه جای دور
یه جایی که برای ما نداره هیچ راه عبور
«نداره هیچ راه عبور»یعنی که چی مامان جونم
از هرکی می پرسم اینو ، بهم می گه نمی دونم
بابا میگه فرشته مون مهمون خونه ی خداس
خدا خودت بهم بگو ، بگو که مهمونی کجاس؟
آدرس خونه ی خدا کجاس مامان مهربون؟
می خوام برات نامه بدم تو رو خدا اونو بخون
برات نوشتم که لولو ، شبا میاد به خواب من
مامان بیا تا کم بشه این غصه و عذاب من
مامانی بعد تو کسی دست نکشید روی سرم
هر شب که خوابم می بره هی تو میای تو نظرم
طفلی بابا قصه هاشو تو هق هقش خاک می کنه
دیشب دیدم عکس تو رو می بوسه و پاک می کنه
تو گریه هاش بهت می گفت دوباره روز مادره
چکار کنم که دخترت نگاتو از یاد نبره
چکار کنم با این غمی که حک شده تو خنده هام
با یادگاری که ازت مونده میون لحظه هام
می گفت دوباره روزته ، میخوام برات گل بخرم
چرا باید دسته گلو سر مزارت ببرم؟
شبیه استعاره توی شعری
یه حسی در حدود یک بهانه
که امشب حل شدی درد نجیبم
تو جام شوکران این ترانه
همین امشب که بغضو دوره کردم
همین حالا که زخمو می نویسم
خدا رو با یه چشم دیگه دیدم
کنار واژه های خیس خیسم
خدایا دعوتی بازم به گریه
که خواب دیشبم تعبیر داره
مراقب باش آلوده ام نشی باز
که این هذیون من واگیر داره
تو با سوز ترانه م گریه کردی
خودم دیدم سراب اشکهاتو
چرا آیینه از من رو گرفته
خدایا غفلت از من بود یا تو
بذار تا ماه قصه پشت ابره
پلنگ زخمیه ذهنم بخوابه
نذار این سفره رو بازش کنم که
یه عمره حس و حالم بی نقابه
هم بند هم آیینه هم واژه ی دیرینه
تصویر تو یک مرهم این پرسه یه تسکینه
صد بار وجب کردم این خالیه پر دردو
بازم قسمت می دم یک ثانیه برگردو
چشماتو حلالم کن این معجزه می تونه
میلاد غزل باشه تو حنجره ی خونه
بی مرز تر از پرواز رو بال و پر بادی
این لکنت عریانو تنپوش غزل دادی
یک بار منو بشناس تو اوج همین خواهش
تلفیق منو گریه سمفونی آرامش
آغوش خیال تو یک معبد بودایی
تعمیدی لبخندت این مرد اهورایی
یک مرد که حتی مرگ از دیدن او جا خورد
آیینه نگاهش رو تا بهت معما برد
بی حوصله م و شاکی وای از شب تکراری
غلتیدن پی در پی خوابیدن اجباری
تو معرکه ی ذهنم یک سایه رجز خونه
رویای تو می تونه شاخ شبو بشکونه
آره از شما چه پنهون باعث اشک و بهانه
بانی پرواز کورم به سیاهیه ترانه
دلم از خودم گرفته از خودم که ناگزیرم
که نمی شه از تو ذهنت خاطراتو پس بگیرم
حالم از خودم به هم خورد از شب و صدای سازی
که تو هر نت داره می گه حقته باید بسازی
منی که حتی خدا رو توی بند واژه دیدم
توی بیت آخر امشب به جهنمت رسیدم
تو یه برزخی اسیرم که شده برام یه حسرت
این که بگذرم یه لحظه از تو و این همه رخوت
شهوت یه بیت ناب و عطش یه حس تازه
می کشه قلبمو اما سر این قصه درازه
تب رد شدن از این شب که تو جون لحظه هامه
عمریه ولم نکرده خیلی وقته پابه پامه
شب لعنتی شب درد شب از نیاز من پر
شبی که به حجم بغضم یه ترانه زد تلنگر.
اون ور هق هق شبهام ،پس این بغض همیشه
توی سرسرای تردید،پشت گریه های شیشه
رو لبای خشک ذهنم ،یه غزل مونده مردد
غزلی به رنگ و بوی،یه شکستن مجدد
روبرومی لحظه لحظه، با دوتا چشمای نافذ
له می شه تو مشت خسته م،استخون فال حافظ
این یه تبعید دوباره س، به شب قطبی ذهنم
زیر این بارش ممتد ، من یه عابر برهنه م
به نگاه مردم شهر ،رفتنت یه چیز ساده س
اتفاقی که وقوعش ،واسه من مرگ دوباره س
خیلی سخته که تو خونه ت،حس کنی بی کس وکاری
واسه دل خوشی تو گلدون،گل مصنوعی بکاری
بی خیال تونمی شم،حتی قد سر سوزن
بزا وصله ی جنونو،روی پیرهنم بدوزن
این یه اعتراف ساده س،خاطرت خیلی عزیزه
واسه گردن ترانه م ،اسم تو یه سینه ریزه.
آیه های نفست
هنوزم منتظر یه معجزه م
یه غزل به رنگ اعجاز مسیح
اون که قلب مرده مو زنده کنه
یه چیزی شاید یه خنده ی ملیح
کوچه از رخوت لحظه ها پره
دلخوشیم فقط همین یه حنجره س
اما چیزی که سکوتو می شکنه
عاشقونه های باد و پنجره س
خسته از شايد و اما و اگر
هنوزم منتظر حضورتم
مث اين كوچه ي خلوت تو سكوت
هنوزم تو حسرت عبورتم
امشب از آینه لبریزه دلم
مستم از شراب یک باور ناب
باور دوباره بويیدن تو
باور پر شدن حجم حباب
با توام حسرت دیروز و هنوز
من و این پنجره درگیر توایم
آیه های نفست شعر منه
منو این ترانه تفسیر توایم .

